بررسی سرنوشت ستارههای تیم امید؛ قائدی و محبی در مسیر جادوگر و جهانبخش
تیم امید 48 سال است رنگ المپیک را ندیده اما شرکت در مسابقات انتخابی، توانسته نسلهای جدیدی برای فوتبال ایران بسازد.
به گزارش وبسایت نود، رویای حضور فوتبال ایران در المپیک، خیلی طول نکشید و تیم امید در همان دور گروهی انتخابی المپیک حذف شد. آن هم با ستارههای جوانی مثل صیادمنش، محبی، نورافکن و قائدی، که امید زیادی به طلسم شکنیشان وجود داشت. حضور در المپیک، میتوانست فرصتی طلایی برای این نسل و این بازیکنان باشد اما نکته امیدوار کننده اینجاست معمولا رسیدن بازیکنان به تیم المپیک و حضور در مسابقات بین المللی از همین سن و سال، آنها را تبدیل به پایههای آینده تیم ملی میکند. عملکرد ستارههای تیم امید در ماههای اخیر و بعد بازگشت از انتخابی المپیک هم، تایید این موضوع است. قائدی تا پیش از مصدومیت به روند گلزنی و گلسازی در تمام مسابقات استقلال ادامه میداد و محبی، دیشب در نمایشی فوق العاده ستاره پیروزی 4-0 سپاهان بود. ستارههای ایران در دورههای قبلی انتخابی المپیک، تا چه سقفی پیشرفت کردند؟
نسل طلایی 98
شاید پرستارهترین تیمهای امید ایران، مربوط به انتخابی المپیک 1992 و 1996 باشد. بازیکنانی که بعدها، نسل طلایی 98 را ساختند و طلسم بیست ساله حضور ایران در جام جهانی را شکستند. از تیم انتخابی 92 بازیکنانی مثل خداداد عزیزی، افشین پیروانی، رضا شاهرودی و یحیی گلمحمدی، سالها بازیکنان ثابت تیم ملی شدند. علاوه بر آنها جواد منافی، علیرضا پورمند، بهزاد داداشزاده و میرشاد ماجدی هم حسابی در تیمهای مختلف لیگ درخشیدند. سال 96 نسل تازهای با مهدی مهدویکیا، کریم باقری، مهرداد میناوند، مهدی پاشازاده، داریوش یزدانی، نیما نکیسا و ستار همدانی معرفی شدند که تیم ملی را کامل کردند. پرویز برومند، اسماعیل حلالی، ادموند بزیک، احمد مومنزاده و حمید مطهری دیگر ستارههای آن تیم بودند که بیشترشان، مقاطعی پیراهن تیم ملی را هم پوشیدند.
ظهور کاپیتانها
تیم سال 2000، نسل کم ستارهتری بود. با این حال، ستارههای درخشانی داشت. علی کریمی و جواد نکونام، دو کاپیتان تیم ملی در همان تیم بودند. علیرضا نیکبخت واحدی، حامد کاویانپور و رسول خطیبی هم دیگر ملیپوشان آینده آن تیم محسوب میشدند. علاوه بر آنها علی انصاریان، یونس باهنر، علی سامره و فراز فاطمی توانستند بازیکنان بزرگی در فوتبال ایران شوند.
پسران برانکو
ایران برای رسیدن به المپیک 2004، امید زیادی داشت. قهرمانی در بازیهای آسیایی 2003 و نمایندههای پرتعداد در تیم ملی بزرگسالان، تیمی فوق العاده برای رسیدن به المپیک ساخته بود. نتایج ضعیف با مایلیکهن، امید رسیدن به المپیک را برای ایران ناامید کرد اما بازیکنان آن تیم چهرههای بزرگی در فوتبال ایران شدند. مهدی رحمتی، مجتبی جباری، ایمان مبعلی، محمد نصرتی، محرم نویدکیا و حسین کعبی سالها بازیکن تیم ملی بودند و وحید طالبلو، علی بداوی، ستار زارع، مهرزاد معدنچی، محمد علوی و جواد کاظمیان هم بازیهای زیادی برای ایران به میدان رفتند.
تیم ناامید
امیدهای ایران در انتخابی 2008، تیم کم ستارهتری داشتند و خیلی زود هم حذف شدند. از آن تیم، بازیکنان زیادی برای فوتبال ایران باقی نماندند. علیرضا حقیقی، سوشا مکانی، حسین ماهینی، مهرداد اولادی و امیدرضا روانخواه مهمترین بازیکنان تیم بگوویچ محسوب میشدند. نتیجه این تیم کم ستاره، نمایش ضعیف تیم بزرگسالان ایران در انتخابی جام جهانی 2010 و نرسیدن به این مسابقات بود.
کریم و جهانبخش
4 سال بعد و انتخابی المپیک 2012، منصوریان تیم پرستارهتری در اختیار گرفت. تیمی که قربانی یک اشتباه بزرگ و بازی دادن به کامیابینیای محروم مقابل عراق شد. با این حال، ستارههای آن تیم هنوز در فوتبال ایران میدرخشند. کریم انصاریفرد، احسان حاجصفی و علیرضا جهانبخش جزو ستونهای تیم ملی هستند و علاوه بر کامیابینیا، حسین حسینی، صادق بارانی، مرتضی تبریزی، آرش افشین، بختیار رحمانی، مهرداد جماعتی، میلاد فخرالدینی، شجاع خلیلزاده، محسن مسلمان، یعقوب کریمی، رشید مظاهری و حامد لک هم هنوز در لیگ برتر حضور دارند و بسیاری از آنها پوشیدن پیراهن تیم ملی را هم تجربه کردهاند.
خط دفاع کیروش
پیش از تیم استیلی، آخرین تیم امید ایران که به المپیک نرسید هم تیم محمد خاکپور بود. 4 سال پس از حذف تیم خاکپور، بازیکنانش چهرههای بزرگی شدهاند. میلاد محمدی، مهدی ترابی، محمدحسین کنعانیزادگان، روزبه چشمی و علی کریمی حضور ثابتی در لیستهای تیم ملی دارند. محمد دانشگر، فرشید اسماعیلی، ارسلان مطهری و احسان پهلوان در لیگ برتر میدرخشند و مهرداد محمدی و امیر عابدزاده در اروپا بازی میکنند.
با این شرایط، میتوان امیدوار بود چند سال بعد، تلخی نرسیدن به المپیک با درخشش ستارههای جوان تیم امید در لیگ و تیم ملی جبران شود. بازیکنانی که حالا شناخته شدهتر و باتجربهتر هستند و میتوانند، امیدوار به روزهای بزرگی باشند. روزهایی که در آن، به جای حسرت المپیک، از لذت جام جهانی حرف بزنند.